تحولات نگاهداشت ایرانیان: 

نگاهداشت و به حساب اوردن روزها،ماه ها و سال ها از اهم نیاز های بشریت تا کنون بوده است. چراکه انسان با استفاده از ان گذشت زمان و ظهور چرخه ای تازه از زندگی را درک و احساس می کند. با استفاده از شمارش،آن زمان را به خاطر می سپارد و خاطرات نیکی را که در ان روز به دست آورده ثبت می کند و برای تکرار دوباره ی ان انظار می کشد و لحظه شماری می کند.

پیشینه ی نگاهداشت ایرانی:

تا اواخر قرن سیزدهم شمسی،یعنی پایان دوره ی قاجار گاهشماری رایج در ایران، گاهشماری هجری قمری و ماه های آن نیز همان ماه های تقویم عربی بودند. گاهشماری ایرانی و سیر تحول آن بی گمان یکی از پیچیده ترین و بحث برانگیزترین مباحث ایران شناسی در سده ی گذشته بوده است. از جمله ویژگی های گاشماری ایرانی مقوله ی نامگذاری ماه و روز به نام ایزدان  ایرانی است. چنانکه ایرانیان درباره ی روزهای ماه باورهای خاصی داشتند و هر روز را به نام ایزدی می نامیدند تا مردم در آن روز به یاد وی و صفت مشخصه ی وی باشند و با ذکر او صفات او را در خود تجلی دهند. مجموعه ی ایزدان مهم که در واقع مفاهیمی انتزاعی و تجلیات یک حقیقت واحد بودند در جامعه و نزد مومنان تثبیت می شدند و از سوی دیگر زمینه ای فراهم می‌آمد تا در مناسبت های خاص جشنی ویژه ی ایزدان مهم داشته باشند. 

فروردین جشن فرخنده است

گاهشماری ایرانی و تحولات آن:

از آثار برجای مانده از ایران باستان می توان دریافت که گاهشماری در ایران پیشینه ای بس طولانی دارد. قدیمی ترین گاهشماری که اطلاعات نسبتاً کاملی از آن در دست است به دوره ی هخامنشیان تعلق دارد. این گاهشماری که گاهشماری قدیم ایرانی یا فارسی باستان خوانده می شود از نوع قمری شمسی بوده که در بابل، بین النهرین و عراق امروز رواج داشته است. 

در این گاهشماری که سال به دوازده ماه سی روزه تقسیم می شد، روزها را (به استثنای روز آخر ماه) شماره گذاری می کردند. در کتیبه های فارسی منسوب به ایران باستان به خط میخی، فقط نام هشت عدد از این ماه ها ذکر شده است. نام چهر ماه دیگر را در نسخه ی ایلامی این کتیبه ها یافته اند. با این همه برخی از منابع لاتینی دوران باستان، به طور صریح نوشته اند که در میانه های قرن چهارم پیش از میلاد، ایرانیان سال 365 روزه داشته اند و این موضوع نشان می دهد که گاهشماری ایرانی در این زمان باید شمسی بوده باشد. 

سرآغاز گاهشماری های قدیمی ظاهراً آغاز سلطنت پادشاه بوده است. به عبارت دیگر، با آغاز سلطنت هر پادشاه سال را شماره می کردند. این شیوه تا پایان دوره ی ساسانیان ادامه داشته است. در مورد روز ها هم به شماره  روز اشاره می کردند. به طور مثال در کتیبه ی بیستون از داریوش هخامنشی که یکی از بهترین منابع موجود برای کسب آگاهی از این گاهشماری است، چنین امده است : (..از ماه آنامکه (بی نام) سیزده روز گذشته است..).

ظاهراً پس از تصرف ایران به دست اسکندر مقدونی و پایان کار حکومت هخامنشیان گاهشماری مقدونیایی در ایران به کار رفت. ولی چنان که از شواهد برمی آید، گاهشماری قدیم ایران هم منسوخ نشده بود. سلوکیان که جانشینان اسکندر بودند نخست گاهشماری بابلی را البته با نام های مقدونی به کار بردند و پس از آنان اشکانیان هم از این شیوه پیروی کردند، با این حال از برخی اسناد بر جای مانده از آن دوران می توان دریافت که گاهشماری خورشیدی زرتشتی هم به کار می رفته است.

گاهشماری زرتشتی:

بر اساس گفته های ابوریحان بیرونی در باب فرمان زرتشت، مبنی بر کبیسه گیری، حاکی از آن است که ایرانیان در آن زمان، گاهشماری 365 روزه داشته اند که شامل دوازده ماه سی روزه به اضافه پنج روز جداگانه بوده است و ظاهراً همین گاهشماری با اعمال اصلاحاتی، گاهمشماری رسمی دین زرتشت شد.

 اصلی ترین منبع برای شناخت این گاهشماری در روزگار باستان متون زرتشتی و به ویژه اوستا کتاب مقدس زرتشتیان است این خود از سوی دیگر تنها بخشی

از سینای اوستا را سروده ی خود زرتشت می دانند و تعیین تاریخ سروده شدن بخش های دیگر که حاوی اشاره های گاهشماری هستند کار آسانی نیست. گاهشماری دینی زرتشت ظاهراً دارای دوازده ماه سی روزه بوده. نوشته های اوستایی نام هر سی روز ماه را دارند ولی از میان دوازده ماه تنها نام هفت عدد از میان آنها باقی مانده است. این که چرا به جای کبیسه ی چهار ساله و افزودن یک روز ، پس از 120 سال با افزودن یک روز کبیسه می گرفتند، نزد ایرانیان توجیه دینی داشت. ابوریحان بیرونی می گوید که ایرانیان می گفتند کبیسه بر ماه واقع می شود نه بر روز زیرا زیاد شدن شمار روزها را نیک نمی دانستند. برخی نویسندگان دلایلی دیگر هم آورده اند، ازجمله این که چون ایرانیان برای روزها سعد و نحس قایل بودند، نمیخواستند با جا به جا شدن روزهای سعد به روزهای نحس منتقل شوند و نوروز دراولین روز ماه باشد چنان که گفته شده در گاهشماری 365 روزه با داشتن دوازده ماه، گذشته از یک چهارم روزهای اضافی پنج روز دیگر هم باقی می ماند که آن را نیز باید به حساب می آوردند. این پنج روز که که در گاهشماری زرتشتی روزهای گاهانی یا بهزک کوچک نامیده شده اند، ظاهراً در آغاز سال پس از ماه دوازدهم و پیش از آغاز سال نو جای داشتند. 

ظاهراً در زمان خسرو انوشیروان این پنج روز گاهانی پس از آبان ماه قرار داشت و چون در پی سقوط ساسانیان دیگر کبیسه گیری نشد این پنج روز در همان جا ثابت شدند و بدین ترتیب در متون دوره ی اسلامی تا زمان ابو ریحان بیرونی این ایام را با مبدا هجرت پیامبر اکرم (ص) از مکه به مدینه به کار گرفتند. با این حال سال و ماه ایرانی همچنان نزد مردم رواج داشت و همچنان که اشاره شد در ایران باستان از دوره ی اشکانیان به بعد معمولاً مبدا گاهشماری  نگاهداشت شماره ی سال را از آغاز سلطنت هر پادشاه در نظر می گرفتند اما پس از برافتادن حکومت ساسانی و مرگ یزدگرد سوم، ایرانیان زرتشتی گاهشماری قدیم خود را با سرآغازحکومت (یا مرگ) یزدگرد ادامه دادند و این گاهشماری با عنوان  گاهشماری یزدگردی هنوز هم نزد زرتشتیان ایران و هند برای امور دینی به کار می رود. 

از دیرباز نوروز آغاز سال نجومی قرار داشت اما ناهماهنگی میان طول سال واقعی با  گاهشماری موجود،جابه جایی سال را سبب شد و بدین سان این رویداد از محل اصلی خود یعنی نقطه ی اعتدال بهاری دور افتاد. تا سال 1289 شمسی گاهشماری قمری مبنای رویدادها بود. در اواخر این سال مجلس شورای ملی وقت تصویب کرد که گاهشماری خورشیدی جلالی، با نام دوازده برج برای ماه ها به کار رود و سال ها نیز به نام حیوانات نام گذاری شدند. 

درباره ی لباس و پوشاک ایرانیان باستان بخوانید

نام گذاری روز و ماه در ایران باستان:

ایرانیان باستان روز های ماه سی روزه ی خود را به نام ایزدان می نامیدند و برای هر روز  آداب و اعمال خاصی را در نظر می گرفتند. این نام گذاری هم مجموعه ی ایزدان زرتشتی را تثبیت می کرد و هم سبب می شد که نام آن ها پیوسته بر زبان مردم جاری باشند. آنان معتقد بودند که ذکر نام هر ایزد که نماینده ی یکی از صفات و خصوصیات اخلاقی است موجب می شود انسان آن صفت و خصوصیت را در خود تقویت کند.

نام های ایزدان بر این ترتیب خوانده می شود:

1- یکم هرمزد

2- دوم بهمن

3- سوم اردیبهشت

4- چهارم شهریور 

5- پنجم اسفندارمد

6- ششم خرداد

7- هفتم امرداد

8- هشتم دی به آذر   

9- نهم آذر

10- دهم آبان

11- یازدهم خور

12- دوازدهم ماه

13- سیزدهم تیر

14- چهاردهم گوش

 15- پانزدهم دی به مهر 

16- شانزدهم مهر

17- هفدهم سروش

18- هجدهم رشن 

19- نوزدهم فروردین

20- بیستم بهرام

21- -بیست و یکم رام

22- بیست و دوم باد

23- بیست و سوم دی به دین

24- بیست و چهارم دین

25- بیست و پنجم اَرد

26- بیست و ششم اشتاد

27- بیست و هفتم آسمان

28- بیست و هشتم زامیاد

29- بیست و نهم ماراسپند

30- سی ام اینران

بنابراین می توان از تمام این عقاید و باورهایی که درباره ی روزها،ماه ها و سال ها وجود دارد این برداشت را کرد که ایرانیان باستان نه  چند گانه پرست، بلکه یکتا پرست بودند و  ایزدان را نه به عنوان موجودات و خدایی مستقل، بلکه به منزله ی جلوه هایی تجلی یافته از یک منبع لایزال و یگانه پرستش می کردند و براساس همین باورها اسامی روزها و سال ها شکل گرفتند و زمینه سازخاطرات نیک، عیاد و جشن ها شدند.

دوستان ما در والاوید چه حسی درباره ی ایرانیان باستان و نیاکان خود دارند؟ 

ایران را از دریچه ی والاوید تماشا کنید