پوشاک ایرانیان در دوره ی اسلامی 

درست است که تاریخ کشور را به گونه ای می توان به دوره ی پیش از اسلام و پس از اسلام تقسیم کرد اما شاید  برخی در مورد پوشاک  پوشش چنین نظری نداشته باشند و اینگونه تقسیم و تمایز را امری شایست و پسندیده ندانند. البته که این حرف سخن غلطی نیست و نوع پوشاک به گونه ای سیر تاریخی خود را داشته و آن را به دیگر نسل ها انتقال داده است ولی حقیقتی وجود دارد که این باور وجود دارد که در کلیات پوشاک تغییراتی رخ نداده است اما با توجه به ظهور ادیان و آمیختگی فرهنگ ها و مذهب ها تغییرات اندکی در جزییات نوع پوشش ایرانیان در دوره ی اسلامی و بعد از آن رخ داده ست. 

پوشاک ایرانیان در دوران باستان و قبل از ورود اسلام به ایران

پوشاک دوره ی امویان و عباسیان:

دوران امویان، دوران ساخت بناها و مساجد مجلل و باشکوه به شمار می آید. اما دوران عباسیان را دوره ی شکوفایی علمی و عصر طلایی مدنیت مسلمانان می دانند. در این دوران ها قیام ها و جنبش های متعددی در نقاط مختلف ایران بر پا شد که سرانجام آن ایجاد حکومت های ایرانی تبار از جمله طاهریان،صفاریان و سامانیان بود. در مورد پوشاک باید گفت که نظام حاکم بر پوشاک ایرانی کاملاً با آنچه که متعلق به اعراب بوده است متفاوت بوده و در کل شامل پوشاکی شکیل، مرکب از بالا پوشی آستین دار با اندازه و طول متفاوت، شلوار بلند و صاف یا ساق پیچ، چکمه های تنگ و نیز کلاهی نرم، بلند یا متوسط می‌شده است. البته رداهای آزاد نیز پوشیده می شده ک به طور عمده جامه ی روحانیون یا اشراف در اجرای مراسم های خاص بوده است. زنان نیز همچنون مردان از بالاپوش یا (نیم تنه)  و شلوار یا دامن در کنار پیراهن یا تونیک استفاده می کردند. این حقیقت وجود دارد که حکام اموی در عین پذیرفتن لباس ایرانیان آن ها را برای نظامیان منع کرده بودند اما در اواخر دوران اموی به تدریج فرهنگ و پوشاک اعراب ساکن خراسان با پوشاک ایرانی آمیخته شد.

با روی کار امدن عباسیان عناصر فرهنگی و نوع جامه و پوشاک متحول شد و روبه رشد نهاد. از عناصریگانه ی پوشاک ایرانیان در این دوره باید به کاربرد گسترده (طیلسان) یا شال سری که دور عمامه پیچیده می شد اشاره کرد. به طور کلی در طی دوران امویان و عباسیان و حتی در دوره های پیش از اسلام ایران به دلیل پارچه ها و منسوجات خود مورد توجه بوده است. مثلاً آمل به خاطر طیلسان های پشمی و گرگان به خاطر انواع قباها، آذربایجان و ارمنستان به خاطر شلوار های مرغوبشان شهرت داشته اند.

 سلجوقیان در کل پیام اور سبک های جدیدی از پوشاک نبودند و خود نیز متاثر  از فرهنگ ایرانی بودند. در این دوره دست کم سه نوع کلاه متمایز که منشا همگی از آسیای صغیر بود مرسوم شده است. برخی از این کلاه ها دارای اسامی خاصی بودند مانند دوشاخ،تاج کلاه یا افسر و کلاه خوارزمی. آنچه که مسلم است خلافت امویان از بخش وسیعی از اسلوب پوشاک ساسانی پیروی کرده است. در دوره ی عباسیان به جز عمامه انواع کلاه های مخروطی و بلند یا لبه دار و نوک تیز رواج داشته اند. در این دوره نیز از ساق پیچ هایی محکم که از مچ پا تا زانو را می پوشاند استفاده می شد که مشخصه ی پوشاک ایلیاتی از دوره های پیش از هخامنشیان می باشد. ویژگی دیگر پوشاک این دوره سربند اسمی خلفای اموی و عباسی  است که از ان به نام (قلنسوه طویله) یاد شده است. مدارک موجود  در مورد پوشاک زنان در سده های سوم و چهارم اندک است از همین منابع شباهت های زیاد پوشاک زنان با پوشاک مردان را می توان دید. از جمله خفتان های ضخیم و کمردار با آستین های تنگ و تن پوش های زیرین ساده مشخصه ای از لباس زنان آن دوره است. از عمده زیورهای آن دوران می توان به دیهیم های جواهرنشان، گردنبند و دستبند اشاره کرد. شلوارهای زنان در آن دوره حجیم و چکمه هایشان بلند بود. سربندها کماکان بیشتر به شکل عمامه بودند. دراین زمان انواع شلوار از نوع تنگ،نیمه فراخ،غراخ و دمپا گشاد دیده شده است.

دعوت شدی درباره ی استوک فوتیج بخونی

پوشاک دوران مغول و عصر تیموریان:

سلطه ی مغول بر ایران با ورود سبک های بسیاری از خاور دور به سرزمین ایران همراه بوده است. یکی از این سبک ها، سبک های چینی است که آثار آن در رداهای مزین افراد عالی مقام و صاحب منصبان نمایان گردید. سبک چینی نه تنها در دربار بلکه در میان لباس نظامیان نیز تاثیر به سزایی داشت. در این دوره پوشاک زنان تغییری نکرد مگر پوشش سر آن ها که چیزی شبیه به دستمال سر برای زنان غیر مغول و نیز نوعی کلاه ویژه، مخصوص شاهزادگان مغول که تشکیل می شد از چارچوبی سبک از جنس چوب، پوشانده شده با ابریشم ک از راس آن پری بیرون می زد که ان را (بغطغ) می نامیدند. بغطغ گاه با طلا و سایر سنگ های قیمتی آراسته می شد. از دوران تیموریان به بعد کم کم از نفوذ سبک های مغولی کاسته شد و سبک های ایرانی به تدریج جایگزین آن شدند و نیز پوشش های تنگ و چسبان جایگزین رداهای بلند
شدند. کمربند دوباره رواج یافت و عمامه کم کم جای کلاه های سلجوقی و مغولی را گرفت زیرا کلاه را نشانی از کفر و دستار و عمامه را نمادی از ایمان به اسلام می‌دانستند. لباس زنانه در دوره ی تیموریان شامل چندین لایه از رداهای بلند و تنگ می‌شد. پیراهن آستین بلند زنان کل بدن را تا پاها می پوشانید و تن پوش های رویی آستین کوتاه و گاه بی آستین بودند. دستارهای زنان در این دوره ساده بود و گاه از پشت آویزان می گردید. برخی نیز سرپوش هایی با زبانه هایی پهن تا جلوی گوش ها داشتند که با بندی در زیر چانه محکم می‌شدند. ویژگی دیگر پوشاک زنانه آن بود که از طرح های متنوع و گوناگونی برخوردار بودند. 

پوشاک دوره ی صفویه:

در طی این دوران یکپارچگی حکومتی ایجاد شد که شامل فرهنگ ها و مذهب های گوناگونی بود. در این دوره بناها و مساجد بسیار مجلل و با شکوه نیز بنا شده است. در این عصر، دگرگونی مهمی در پوشاک ایران پدید آمد زیرا از نفوذ و اهمیت اسلوب خاور دور در لباس ایرانیان کاسته شد و دوباره استفاده از سبک های بومی ایران رواج یافت. از ویژگی های پوشاک دوره ی صفویه این بود که پارچه های مجلل و پر نقش و نگاری برای تهیه ی پوشش هابه کار می رفت. تن پوش ها معمولا در میان تنه تنگ بودند و سپس به سمت خارج باز و گشاد می‌شدند. پارچه ی شلوارها گشاد بود و در ناحیه ی قوزک پا تنگ می گردید.ردای بلند و جلو بازوی بقیه ی لباس ها پوشیده می‌شد، جوراب های ساقه بلندی به پا می کردند که تا زانو می رسید و با بند محکم می گردید. کفش های تخت نوک تیز، پوتین های کوتاه و چکمه های سوارکاری به پا می کردند. 

همچنین عمامه ها را به دور کلاه نمدی دوازده ترکی که آرایه ای بلند و نوک تیز داشت و گاه مزین به پرهای زینتی بود می‌پیچیدند. در زمان شاه طهماسب لباس ها بسیار مجلل گشتند و بیش از پیش تنگ و چسبان شدند و قبا در هر دو جنس مردان و زنان کوتاه تر شد. تا مدت های بسیار زیاد پارچه های گرانبها چه از لحاظ طرح و چه از لحاظ رنگ مهم ترین ویژگی پوشاک ایرانیان محسوب می گردید. از نوآوری های این دوره حجابی چهارگوش و سفید به نام روبند بود که به بالای چادر متصل می شد و روی صورت می افتاد. البته باید توجه داشت که از دوره ی صفویه به بعد  نفوذ سبک پوشاک غربی به پوشاک ایرانیان آغاز گردید.
آنچه مسلم است پوشاک دوره افشاریه و زندیه تفاوت چندانی با دوه ی صفویه نداشته اند. مگر آنکه از میزان تجملات در آنها کاسته شده است. از همین دوره است که کم کم در پوشاک مردم ایران تشابهاتی با سبک پوشاک اروپایی و به خصوص ترک های عثمانی به چشم می‌خورد. نادرشاه کلاه چهار ترکی را که نماد چهار خلیفه ی صدر اسلام بود به نام کلاه نادری طراحی کرد که معمولا قرمز بوده و شالی ابریشمی یا پشمی به دور آن پیچیده می‌شد. سپس کریم خان زند کلاه بلند استوانه ای شکل را که به دورش می پیچاندند جایگزین آن کرد. پوشاک زنان در دوره ی زندیه کوتاه و بی یقه و سینه باز توصیف شده است که روی آن جواهری به گردن بسته می‌شد. آنها روی پیراهن نیم تنه‌ ای آستر دار به نام (ارخالق) می‌پوشیدند و تن پوشی بی یقه و جلو باز که گریبانش از چپ به راست روی هم می افتاد به نام (شاپیکن) بر تن می‌کردند. شلوار انها حجیم و پف دار بود.

 

ضرب المثل های ایرانی را در والاوید بخوانید

پوشاک دوران قاجاریه:

در مجموع لباس دوره ی قاجاریه ادامه همان لباس زندیه با اندک تغییراتی می‌باشد. از آن جمله کلاه پوستی و بلند آنها که از جنس (ماهوت الوان) بوده  و از وسط تا می خورده و در نتیجه به صورت نوک تیز در می‌آمده است. شلوار در این دوره دارای دمپای فراخی بوده و کمر لیفی
داشته است. کفش ها نیز ساقه کوتاه، نوک تیز و پاشنه دار بودند. لباس مردان به طور کلی به این صورت بوده است: شلوار های گشاد به رنگ سفید و آبی و یا سفید و قرمز از جنس نخ به نام زیرجامه، پیراهنی بی‌یقه به نام (ارخالق) یا (قمیص)،تونیکی به نام کمرچین، جلیقه ای
به نام (کردی)، انواعی از تن پوش های رویی و گاه یک نیم تنه بوده است. پوشاک زنان ایران در این دوره شامل پیراهنی با دو گره در جلو می شد، استفاده از دامن های گشاد و پف دار با شلوارهای راسته در زیر این دامن ها و نیم تنه ای چسبان با آستین های تا آرنج بلند و سر
آستین های ساده، نوک تیز از ویژگی های آن دوره است. نکته ی قابل توجه در پوشاک زنان این دوره کوتاه شدن دامن هایی به نام (شیلته) و افراط روز افزون در این کوتاهی است. ظاهرا این سبک به تقلید از دامن های بالرین های اروپایی بوده است.

سخن آخر 

همانطور که گفته شد نمی‌توان تفاوت چندانی در کلیات پوشاک مربوط به دوره ی پیش از اسلام و پس از آن قایل شد. اما با توجه به ورود مذهب و فرهنگ های متفاوت به درون فرهنگ ایران در طی این سالیان به طور حتم تغییراتی در جزئیات پوشاک مردم ایران براساس فرهنگ ها و مذهب هایی که در این مدت ها  به خصوص اسلام وارد زندگی مردم شده اند، رخ داده است و این تغییرات همچنان به سیر صعودی و یا نزولی خود در طول تاریخ ادامه می دهند تا در نهایت پوششی در خور فرهنگ و مذهبی که مردم به آن پایبند هستند شکل گیرد و الهام بخش نسل های آینده باشد.
دوستان ما چه نظری درباره ی پوشاک ایرانیان دارند؟